Wednesday، November 19، 2008

یادداشتی در مورد کلیت مجله همشهری جوان


سلام من وحید هستم.این وبلاگ را برای شرکت در مسابقه وبلاگ نویسی همشهری جوان درست کردم.
این یادداشت 500کلمه ای با موضوع کلیت همشهری جوان برای شرکت در مسابقه نوشته شده.

همشهری جوان : نگاهی نو به زندگی
ما در سرزمین عجایب زندگی میکنیم. کشوری که درآن هرروز اتفاقات خنده دار و گریه دار زیادی میافتد.به ظواهر توجه زیادی میشود ولی خیلیها از بطن امور بیخبرند.
سینماگران مثل هندی ها ادعا دارند ولی مردم سینمارو نیستند.تلویزیون برنامه های زیادی میسازد که مردم نمیبینند.نشریات زیادی چاپ میشود که مردم نمیخوانند.همه به دنبال تفریح و سرگرم شدن هستند.عده ای اصلا نمیخواهند فکر کنند.اعتیاد و بیکاری و مشکلات فراوانی برای نسل جوان وجود دارد که قابل حل نیستند و تقریبا در هیچ رسانه ای هم کسی به فکر حل این مسائل نیست.شاید کسی اجازه زیاد حرف زدن از مشکلات را نمیدهد. انگار خیلی ها ناامیدند. خیلی ها هم بذر ناامیدی را میکارند.
ما یک جامعه جوان هستیم.جامعه ای که شصت درصد آنرا جوانان تشکیل میدهند.ما یک نسل بی ستاره هستیم.نسلی که از میان جنگ و تحریم سر برآورده.نسلی که از گذشته ی طوفانی نسل های قبلی چیزی نمیداند ولی حوصله شنیدن درس تاریخ را هم ندارد...
ما فرصت زیادی برای مطالعه نداریم.دیگر رسانه ها با آن رویکرد قدیمی شان تاثیر گذار نیستند.ما احتیاج به یک نشریه داریم که نه مثل روزنامه ها فقط خبر های رسمی را بنویسد و نه مثل مجله های خانوادگی مسائل سطحی و پیش پا افتاده را مطرح کند و نه مثل نشریات زرد شایعه پراکنی کند.ما نشریه ای را میخواهیم که خواندنش اتلاف وقت نباشد و در عین حال با زبان معمولی و معیار حرف بزند.
همشهری جوان به مشکلات و مسائل در ابتدا با زبان طنز برخورد میکند وبعد به دنبال حل مشکل میرود. اول سختی باور واقعیت آسان میشود وبعد راه های حل مشکل جلوی ناامیدی را میگیرد. حتی اگر راه حلی بصورت کاربردی وجود نداشته باشد آگاهی از مشکلات و راه حل ها احساس خوبی به آدم میدهد.
در این نشریه کسانی قلم میزنند که به فکر حل مشکلات وارائه سبک زندگی هستند نه اینکه فقط به فکر صفحه پرکردن باشند.در پشت هر صفحه از مجله چند صفحه مطلب پنهان شده که خواندنش دقت و تمرکز زیادی میطلبد.شاید یک نوع اعتیاد باشد ولی من برای خواندن هیچ نشریه ای اینقدر تمرکز نمیکنم.
همشهری جوان بمب روحیه است! حتی اگر بدترین حال را هم داشته باشی تازه میفهمی دور وبرت اتفاق های خوبی دارد میافتد.این مجله از بدترین خبرها برداشتی میکند که نیمه پر لیوان را ببینی و اگر نیمه پری هم نباشد به جای ناامیدی به لیوان خالی میخندی به امید فرداهای بهتر.
طرح جلد مجله کار یکی از بهترین طراحان کشور است وبا همفکری اعضای مجله انجام میشود و همین مخاطب را به دنبال خود میکشاند.یادداشت ها به یک نوع وبلاگ نویسی روی کاغذ شبیه است.گزارشها از دل جامعه برآمده اند و... صفحات روزها نگاهی نو به تاریخند که با نوع بیان منحصر به فرد تاریخ را از یک درس کسل کننده به یک روایت جذاب تبدیل میکنندو صفحات راهنما مخاطب را به مطالعه و پیگیری امور فرهنگی تشویق میکنند.
اگر حوصله خواندن هم نداشته باشیم دیدن صفحات گالری ورازها یک تجربه دوست داشتنی است.

0 نظرات: